درنای سیبری

پرهاي سفيد و براق ، رقص جذاب و صداي دلنشين ، اين پرنده را از هزاران سال پيش محبوب انسان ساخته است.
مردم بومي مناطق توندرا و تايگا در روسيه (مکانهاي جوجه آوري)، اين پرنده بزرگ ، سفيد و زيبا را مقدس مي دانند. مردم سيبري باور دارند که ديدن درناي سيبري باعث شفاي بيماران مي شود. در کشور هند که تا 5 سال پيش درناهاي سيبري به آنجا مهاجرت مي کردند، اين پرنده با عنوان «سوسن پرندگان» شناخته شده است.
دانشمندان جهان نيز جذب ويژگي هاي تماشايي و غيرمعمول اين پرنده شده اند. درناي سيبري داراي بلندترين نوک در بين ساير درناهاست و بيشترين وابستگي را به تالاب ها دارد. آنها در حالي که تا قوزک پا در آب هستند، در تالاب ها به جستجوي موجودات زنده کوچک و غدد گياهان آبزي مي پردازند. در هنگام احساس خطر، حتي رفتار نمايشي و صداي آنها با ساير درناها متفاوت است.

images/20071104/dorna.jpg



مسير مهاجرت سالانه درناهاي سيبري فراتر از محدوده کشورها و قاره هاست. اين مساله محققان را وادار مي سازد تا در جهت کشف معماي حرکت اين پرندگان تلاش کنند. زماني که مناطق تالابي قطب شمالي در اواخر تابستان شروع به يخ زدن مي کنند، پرنده هاي جفت به همراه جوجه هايشان حرکت به سمت مناطق گرم جنوبي را آغاز مي کنند. مهاجرت معمولا در اواسط صبح زماني که آسمان صاف و جريان هوا موافق است صورت مي گيرد. در اين هنگام آنها همراه با هواي گرم به اوج صعود مي کنند و در اين ارتفاع هزاران کيلومتر در مسيري که نياکانشان پيمودند، به صورت شناور پرواز مي کنند. اين درناها در مسير مهاجرت به جنوب ، در روز از يک تالاب به تالاب ديگر سفر مي کنند يعني قبل از تاريکي هوا در تالاب هاي مسير فرود مي آيند.
بقاي درناي سيبري بستگي به حفاظت از اين گونه و همچنين حفاظت از تالاب هايي دارد که مناطق تابستان گذراني ، استراحت و زمستان گذراني اين پرنده هستند. اين تالاب ها همچون مرواريدهايي پيوسته در زنجيره مسير مهاجرت هستند. مسير مهاجرت درناي سيبري بيش از چندين هزار کيلومتر و فراتر از حدود مرزهاي کشورها بوده و شامل مرزهايي است که در زمان مهاجرت حماسي نياکان اين پرنده وجود نداشتند. امروزه حفاظت از اين پرنده زيبا و تالاب هاي مسير مهاجرتش شديدا وابسته به همکاري مردم کشورهاي ايران ، افغانستان ، آذربايجان ، چين ، هند، قزاقستان ، مغولستان ، پاکستان ، ترکمنستان ، روسيه و ازبکستان است ، تا دست در دست هم اين پرنده استثنايي را نجات دهند.

يادداشت تفاهم بين الملليمسيرهاي مهاجرت بين مرزي درناي سيبري نمايانگر چالش هاي حفاظتي است که در ساير موجوداتي که داراي مهاجرت هاي فرامرزي هستند نيز ديده مي شود. بنابراين نياز براي همکاري کشورها تحت يادداشت تفاهمي بين المللي براي حفاظت از درناي سيبري احساس شد. در سال 1993 تفاهمنامه اي تحت حمايت کنوانسيون حفاظت از گونه هاي وحشي مهاجر (CMS) با عنوان «يادداشت تفاهم حفاظت از درناي سيبري» به امضاي 11 کشور مسيرهاي مهاجرت اين درناي سيبري رسيد. با حمايت کنوانسيون حفاظت از گونه هاي وحشي مهاجر و ساير نهادهاي بين المللي ، مسوولان و کارشناسان دولتها مي توانند به صورت ادواري تشکيل جلسه دهند و برنامه اقدام خود را براي حفاظت از درناي سيبري تدوين کنند.

اقدام براي حفاظت از درناي سيبري

در برنامه اقدام يادداشت تفاهم حفاظت از درناي سيبري مهمترين اقدامات براي حفاظت از درناي سيبري و زيستگاه آن تدوين مي شود، که هر 2 تا 3 سال مورد بازبيني کشورهاي عضو قرار مي گيرد.
اهداف اصلي در اين برنامه عبارتند از:
1- کاهش مرگ و مير مستقيم يا غيرمستقيم درناي سيبري
2- انجام پايش و تحقيقات به منظور بهبود اطلاعات اکولوژيکي از درناي سيبري
3- افزايش جمعيت و تنوع ژنتيکي
4- بهبود حفاظت از زيستگاه و توسعه شبکه پروازي در شرق و غرب / مرکز آسيا
5- افزايش آگاهي عمومي و تبادل اطلاعات
6- تقويت همکاري هاي ملي و بين المللي
در هر جلسه کشورها برنامه اقدام را با در نظرگيري اتفاقات افتاده و در حال وقوع ، علتها، بهترين آموخته ها و فعاليت هاي آتي بازنگري و اصلاح مي کنند. اين سند براي همکاري با ارگان هاي دولتي و مديران مناطق حفاظت شده بسيار مفيد است. خصوصا راهنمايي براي تصميم گيري ها درخصوص اجراي قوانين مربوط به برنامه هاي پايش ، تلاشهاي رهاسازي درنا و برگزاري رويدادهاي آموزشي و جلسات مشترک است.

پايش جمعيت درناي سيبري

اگرچه درناي سيبري پرنده اي تاريخي در آسياست ، تا دهه اخير اطلاعات کمي درخصوص بيولوژي و نيازهاي زيستي اين پرنده وجود داشت. دکتر ولادمير فلينت و تيم او رفتار و اکولوژي درناي سيبري را در مناطق جوجه آوري (شرق سيبري) در سالهاي 1960 تا 1970 مستند کردند. در سال 1980 دکتر زو فاچانگ و دکتر دينگ وينينگ مناطق زمستان گذراني اين درناها را در شرق آسيا در درياچه پويانگ چين کشف کردند.
در سال 1981 دکتر سروکين و تيمش مکان هاي آشيانه سازي درناي سيبري را در غرب سيبري در منطقه رودخانه کنوات پيدا کردند. در سال 1978 دکتر علي آشتياني جمعيت کوچکي از درناي سيبري زمستان گذران را در سواحل جنوبي درياچه خزر (منطقه فريدونکنار) در ايران کشف کرد. در سال 1996 دکتر يوري مارکين و کارشناسان ايراني با همکاري انجمن پرندگان وحشي ژاپن ، يک ردياب راديويي را به يک پرنده نر در آن جمعيت نصب کردند.
در بهار همان سال از طريق سيگنال هاي اين ردياب ، دکتر يوري مارکين توانست مکانهاي آشيانه سازي اين جمعيت غربي را در فاصله 1000 کيلومتري در جنوب کنوات (Kunovat) پيدا کند.
از آن زمان به بعد سه جمعيت غربي ، مرکزي و شرقي درناهاي سيبري با دقت پايش شدند. متاسفانه تعداد درناهاي سيبري در جمعيت مرکزي که در کشور هند زمستان گذراني مي کردند از 75 قطعه درسال 1974 تنها به يک جفت در سال 1978 کاهش يافت. اين آخرين جفت نيز در سال 2002 از بين رفتند. جمعيت غربي درناي سيبري که به ايران مهاجرت مي کنند بين سالهاي 1978 تا 1998 با حدود 10 الي 12 پرنده ثابت ماند ولي از آن زمان به بعد تعداد اين پرنده مهاجر به ايران کاهش يافت به طوري که در زمستان 1385 تنها دو پرنده نر در اين جمعيت باقيمانده بود.
برخلاف اين کاهش ، بررسي هاي اخير از جمعيت شرقي درناي سيبري که به درياچه پويانگ در چين مهاجرت مي کنند نشان مي دهد که جمعيت اين گروه بيش از 3 هزار قطعه است. گرچه اين عدد نشانگر افزايش اين جمعيت است ، ولي اين افزايش مي تواند به علت تراکم درناها در نتيجه نابودي ساير زيستگاه هاي آنها و همچنين پيشرفت روشهاي سرشماري باشد. وضعيت تقريبا بهتر جمعيت شرقي مي تواند به علت حفاظت بهتر درناي سيبري و زيستگاه هاي تالابي آن در دو کشور روسيه و چين باشد. کاهش شديد جمعيت غربي بدون شک به علت شکار بي رويه در نتيجه چالش هاي اجتماعي گسترده در برخي از کشورهاي مسير مهاجرت است.
گزارش هاي اخير مشاهده درناهاي سيبري مهاجر در قزاقستان و در منطقه ولگا در روسيه اين اميد را مي دهد که هنوز تعداد بيشتري درنا در جمعيت غربي وجود دارد.
ميزان جوجه آوري جمعيت درناي سيبري را مي توان از طريق نسبت تعداد جوجه ها به پرندگان بالغ در يک جمعيت در مناطق زمستان گذراني ، در اوايل فصل ، قبل از آن که جوجه ها رنگشان تغيير يابد و سفيد شوند، محاسبه کرد. مشکل اوليه براي جمعيت غربي (جمعيت ايران) چالش هايي است که در مسير مهاجرت با آن روبه رو هستند، اما بتازگي استخراج نفت در مناطق جوجه آوري در غرب سيبري نيز تبديل به يک مساله مهم شده است.

حفاظت از زيستگاه درناي سيبري

درناي سيبري مختص تالاب است. اين پرنده ، نوک بلند و قوي اش را در گل فرو برده و از موجودات کوچک و ريشه و غدد گياهان آبزي تغذيه مي کند. در مناطق جوجه آوري يعني مناطقي که درناي سيبري به جوجه هاي در حال رشد غذا مي دهد، هر جفت پرنده ، جفت ديگر را از قلمرو تالابي بسيار بزرگش که معمولا چندين کيلومتر مربع است خارج مي کند. برعکس اين رفتار، در هنگام مهاجرت و در مناطق زمستان گذراني ، درناهاي سيبري معمولا در گروه بزرگ زندگي مي کنند و از منابع فراوان غذايي موجود در اراضي غرقابي استفاده مي کنند.
وليکن طبق گزارش درناهاي سيبري همچنان در ايران و هند (مناطق زمستان گذراني) رفتار قلمروگرايي را از خودشان نشان مي دهند و اين رفتاري است که در ساير درناهاي بزرگ جثه مثل درناي فريادکش در تگزاس امريکا مشاهده شده است.
اگرچه درناهاي سيبري زمستان گذران در درياچه پويانگ معمولا در گروههاي بزرگ مشاهده شده اند ولي برخي از جفتها رفتار قلمروگرايي از خودشان نشان مي دهند.علي رغم تفاوت فصلي در رفتار اجتماعي ، درناي سيبري نياز به زيستگاه هاي وسيع تالابي دارند. در منطقه سيبري ، جايي که جمعيت انساني کم است تالابهاي وسيعي براي آشيانه سازي درناها وجود دارد. در مقابل در مسير مهاجرت و در مناطق زمستانگذراني ، درناهاي سيبري با جمعيت بيشتري از انسان مواجه مي شوند که فشار زيادي را روي منابع تالابي و به طور کل زيستگاه آنها ايجاد مي کند.

پروژه بين المللي

با توجه به کاهش شديد جمعيت ، درناي سيبري در معرض انقراض قرار گرفته است. توجه به بقاي اين گونه و تالاب هايي که به آن وابسته است به سالها قبل بازمي گردد. در نتيجه اين توجهات پروژه اي بين المللي به منظور حفظ و بهبود يکپارچگي اکولوژيکي شبکه اي از تالاب هاي مهم براي پرندگان مهاجر آبزي و درناي سيبري شکل گرفت.
پروژه بين المللي حفاظت از زيستگاه درناي سيبري با حمايت تسهيلات محيط زيست جهاني (GEF) و برنامه محيط زيست سازمان ملل متحد (UNEP) در سال 1383 آغاز شد.
کنوانسيون گونه هاي مهاجر (CMS) ، بنياد بين المللي درنا (ICF) و دولتهاي چهار کشور ايران ، چين ، روسيه و قزاقستان با يکديگر همکاري مي کنند تا اقدامات هماهنگي را براي حفاظت از درناي سيبري و زنجيره اي از تالاب ها در مسير مهاجرت ، برنامه ريزي و اقدام کنند.
به لحاظ آن که درناي سيبري پرنده اي با اهميت فرهنگي عميق است ، مي تواند به عنوان گونه اي شاخص باشد و تلاش در جهت حفاظت از کل اکوسيستم تالابي نه تنها باعث بقا درناي سيبري مي شود بلکه ساير حيات وحش موجود در زيستگاه نيز بهره مند مي شوند.
فاز دوم پروژه حفاظت از زيستگاه درناي سيبري اکنون در دست اجراست. اهداف اصلي اين پروژه عبارتند از تقويت مديريت مشارکتي و تلاش در جهت تقويت ارتباطات به منظور تبادل تجربيات و بهترين آموخته ها. بنابراين ايجاد يک سيستم پايدار و يکپارچه حفاظت براي تالابها هدف بلندمدت اين پروژه است.

تهديدات

بي ترديد شکار جدي ترين و مهمترين تهديد درناهاي سيبري در غرب آسياست. ولي رشد اقتصادي اخير در کشورهاي آسياي ميانه فشار زيادي را روي تالاب ها و منابع آبي وارد مي کند. اگر بخواهيم از جمعيت درناي سيبري که در ايران زمستان گذراني مي کند حفاظت کنيم و اين جمعيت افزايش پيدا کند، بايد از درناها و تالاب هاي وابسته به آنها در ايران ، آذربايجان ، قزاقستان و روسيه حفاظت کنيم.

افزايش جمعيت از طريق پرورش در اسارت

در حالي که در سالهاي اخير شاهد از بين رفتن جمعيت درناهاي سيبري مهاجر به ايران و هند بوده ايم ولي از طرف ديگر شاهد افزايش درناهاي پرورش يافته در اسارت در مراکز تخصصي در روسيه ، بلژيک ، امريکا و چين نيز بوده ايم.
در اوايل دهه 1970 کمتر از 10 درناي سيبري پرورش يافته در اسارت در کل جهان وجود داشت. درناي سيبري تا آن زمان هيچ وقت در اسارت جوجه آوري نکرده بود.
با بکارگيري روشي ديگر جمعيت درناهاي سيبري در اسارت از طريق جمع آوري تخمهاي درناهاي سيبري وحشي در شرق سيبري و با همکاري مرکز پرورش اکا در روسيه و بنياد بين المللي درنا در امريکا افزايش يافت. اولين جوجه آوري در اسارت در سال 1981 در بنياد بين المللي درنا با تولد يک درناي سيبري به نام داشنکا (Dushenka) اتفاق اقتاد. با استفاده از روشهاي مختلف پرورش و نگهداري درناها در اسارت امروزه جمعيت آنها در اسارت حدود 200 پرنده است.
روشها و تکنيک هاي پرورش در اسارت کاملا خاص بوده و به نحوي است که درناها در شرايط کاملا وحشي پرورش يافته تا بتوانند در شرايط طبيعي رهاسازي شوند.

رهاسازي

در 15 سال گذشته بيش از 100 درناي سيبري که از تخمهاي توليد شده در اسارت پرورش يافته بودند در حيات وحش رهاسازي شدند. برخي از آنها در مناطق جوجه آوري درناهاي سيبري که به هند مهاجرت مي کردند رهاسازي شدند. برخي ديگر در مناطق استراحت درناهاي معمولي در جنوب غربي سيبري رهاسازي شدند. پس از خارج شدن از تخم ، بيشتر اين درناهاي سيبري همراه با والدين وحشي خود مهاجرت مي کردند؛ ولي تنها تعداد معدودي پس از مهاجرت مشاهده مي شدند و متاسفانه هيچ گزارشي از مشاهده آنها در مناطق زمستان گذراني وجود ندارد.
بنابراين تلاش شد درناهاي سيبري نابالغ را در جمعيت وحشي در مناطق زمستان گذراني در ايران و هند رهاسازي کنند. ولي متاسفانه اين درناها نيز يا اصلا نتوانستند مهاجرت کنند يا پس از مهاجرت ديگر ديده نشدند. در نتيجه روش رهاسازي درناي سيبري تا زماني که عوامل تهديد آن در طول مسير (مثل شکار) از بين نرود نمي تواند موفقيت آميز باشد چرا که همين عوامل منجر به از بين رفتن جمعيت وحشي شده است.
از سال 2002 محققان روسي تلاش کرده اند از روش هدايت به وسيله گلايدر (توسط انسان) که در شمال امريکا براي درناهاي فريادکش به کار گرفته شده بود، استفاده کنند. در سال 2006 محققان روسي دو جوجه درناي سيبري را به همراه دو جوجه درناي معمولي توسط گلايدر فوق سبک از منطقه کنوات (Kunovat) به سمت جنوب روسيه هدايت کردند. اين يک پرواز آزمايشي بود تا بتوانند مسير مهاجرت را در آينده باز کنند تا درناهاي سيبري رهاسازي شده در جمعيتي دوباره بتوانند از روسيه به مناطق زمستان گذراني در هند مهاجرت کنند.